زندگينامه "سعيد مشعل " مينياتوريست مشهور افغانستان

خبرگزاري فارس: 12 بهمن امسال، سيزدهمين سالروز درگذشت استاد محمد سعيد مشعل نقاش و مينياتوريست مشهور افغانستان است كه در سال 1376 در شهر هرات درگذشت.


به گزارش فارس، محمد سعيد مشعل فرزند محمود خان غازي در سال 1292 خورشيدي در روستاي نيلي ولايت "غور " به دنيا آمد .
مشعل در خانواده اي بزرگ شد كه همه هنرمند و هنردوست بودند، "سلطان محمد " عموي مشعل كه خطاط و تذهيب كار چيره دستي بود سرآمد اين خانواه بود.
پدر مشعل در كتابخانه خود نسخه اي بي نظير از آثار نگارگران و نقاشان مشهور هرات داشت كه اين اثر، مشوق و آشنايي مشعل با مكتب نقاشي هرات شد.
مشعل در اوايل جواني ابتدا به ادبيات روي آورد و ادبيات كلاسيك را نزد "خليل الله خليلي " آموزش ديد و به سبك هندي تمايل پيدا كرد.
اين هنرمند افغان با روي كار آمدن "حبيب الله كلكاني " به "غور " و هرات سفر كرد و در آنجا به تحصيل علوم ديني رو آورد.
آن گونه كه "محمد رفيع اصيل " نويسنده و پژوهشگر افغان در كتاب "رنگ و رنج " نوشته است: " در اين دوره كمالات روحي و سير تفكر استاد با شاخصه هاي توحيدي شكوفا مي‌شود و در عين زمان شعر و تخيلات شاعرانه ، او را به وادي هنر فراموش شده مينياتوري مي كشاند. "
رفيع اصيل در ادامه همين نوشته تاكيد مي كند كه همين گرايش اصالت آميز بود كه استاد مشعل را در رديف چهره هاي ممتاز و نام آوران سترگي چون "فكري سلجوقي "، "غلامرضا مايل "، "محمد علي عطار هروي "، "غواص " و "عبدالحسين توفيق " جاودانه ساخت.
طبق نوشته "محمد بهزاد سلجوقي "، مشعل يكي از استادان مجرب هنر مينياتوري است كه نه تنها در هنر مينياتوري مقام استادي داشت، بلكه در هنرهاي زيبا مانند خطاطي، تذهيب، سنگ تراشي و سنگ شناسي نيز استاد بود.
مشعل در تذهيب، تشعير و تصوير از سبك استاد "كمال الدين بهزاد " پيروي مي كرد و پيرو مكتب هرات بود و قصد داشت كه مكتب هرات را همچنان زنده نگاه دارد.
"عبدالغفور آرزو " نويسنده و پژوهشگر افغان بر اين باور است كه روانشاد مشعل، حافظ ميراث گرانبهاي مكتب بهزاد بود: "مشعل در طور هرات، اين شعله قدسي را بر افروخته، شعله اي كه در روشنايي آن ماني و ميرك و بهزاد تولد ديگري دارند‍ شعر و شور مشعل از بهارستان جامي رنگ گرفته، مينياتورش از هنرستان بهزاد آهنگ، و به حق آينه هنرنماي مكتب هرات است، كارنامه مشعل. "
در دوران حكومت "ظاهر شاه "، روند دموكراسي مشروطه توسط شاه محمود خان گسترش يافت و مشعل توسط شخص شاه به عنوان نماينده مجلس سنا انتخاب شد و از هرات به كابل مراجعت كرد.
به رغم مشاغل اداري وي از هنر فاصله نگرفت و در منزلي كه در كابل اجاره كرده بود شبها تا پاسي از شب به نگارگري و تذهيب مشغول بود.
پس از پايان دوره كاري در مجلس سنا به هرات مراجعت كرد و مدتي را به عنوان شهردار هرات مشغول فعاليت بود كه در اين دوره كارهاي پر ثمري را براي هنرمندان هرات انجام داد.
از ديگر فعاليت‌هاي اين دوره مشعل مي توان از سبك "خانه نگاري " او ياد كرد كه اين هنر فراموش شده را كه از شاخه هاي هنري مكتب هرات است دوباره زنده كرد و به اين هنر كه قبل از او در ميان طبقه اشراف رواج داشت جنبه مردمي بخشيد.
نمونه هايي از اين آثار را مي توان در تالار بزرگ هرات مشاهده كرد.
در شماره چهارم "فصلنامه هري " آمده است كه مشعل علاوه بر نگارگري، تذهيب و مينياتور؛ از ادبيات، فلسفه؛ عرفان و جامعه شناسي نيز بهره جست و درباره مكاتب و سبك‌هاي نقاشي نيز تجزيه و تحليل‌هاي علمي ارائه داد.
مشعل در خط شكسته نستعليق و معدن شناسي نير مهارت و توانايي خود را بروز داده بود و در هنرهاي ديگري از جمله حجاري، گچبري، و مجسمه سازي نيز مهارت حيرت انگيزي داشت
او در شعر و ادبيات طبع به خصوصي داشت، شوخ طبع و بذله گو بود و در شيوه "نامربوط سرايي " سرآمد شاعران عصر خود به شمار مي رفت.
استاد مشعل در زمينه هاي گوناگون آثار پر شماري را خلق كرد كه اكثر آنها در اثر حادثه آتش سوزي در دوران تجاوز روس‌ها به افغانستان از بين رفت.
مشعل در گفتگويي كه در دوران طالبان با او انجام شده بود در مورد آثار خود گفته بود: "در سال 1362 سه هزار جلد كتاب بسيار ارزنده و گرانبهاي پدر خود را از غور به هرات آوردم. متاسفانه در همان سال بر اثر يورش‌هاي پي در پي روس‌ها؛ منزل ما در آتش سوخت و از آثار بنده يازده مجلد نفيس نيز طعمه آتش شد. اين حادثه بزرگترين ضربه روحي و رواني را بر من وارد ساخت، زيرا از ميان همه آثار، چند ورق پاره سوخته را با حرمان جمع آوري كردم. "
14 قطعه از آثار مشعل از خانه هرات مفقود شد و بر اساس گفته‌هاي خود او "معلوم نيست كه متصديان با آنها چه كرده اند. اميدوارم كه نزد اهلش باشد و قدرش را بدانند. "
تا زمان درگذشت مشعل برخي از آثار او نزد خودش موجود و محفوظ بود و به علت تحولات اخير در اختيار هيچ كس قرار نمي‌داد و ترس آن را داشت كه آثارش از بين برود.
برخي از آثار تجسمي مشعل مثل تنديس‌هاي 3 اسب كه در وسط پارك "خواجه علي موفق " در هرات كار شده بود توسط طالبان نابود و از بين برده شد.
"محمد كاظم كاظمي " شاعر و پژوهشگر افغان بر اين باور است كه مرگ هنرمند اتفاقي است كه گزير و گريزي از آن نيست كه همه ابنا بشرند و فنا پذير و ما بايد بيش از خود استاد مشعل سوگوار آثار هنري او باشيم كه به دست قدرنشناسان افتاد و نابود شد.
استاد مشعل در سالهاي حضور طالبان در افغانستان در هرات به سر مي برد و بسيار خسته و به بيماري افسردگي دچار شده بود.
او سال‌هاي آخر عمر خود را در گوشه عزلت در رنج و بيماري سپري كرد.
"نوشين اكبرزاده " روزنامه نگار در كتاب "رنگ و رنج هنر آوران هري " نوشته است: " استاد مشعل كه انگشتان هنر آفرينش از مكتب هنري بهزاد مايه برده بود، مشعل افروز زواياي تنگ و تاريك زمان در خطه ما بود. او تراژيدي موجود در كشور ماتم زده اش را عينا مشاهده كرده بود و در غم انگيز ترين شرايط تلخ روحي به ملاقات پروردگارش شتافت. "
استاد مشعل در 12 بهمن سال 1376 خورشيدي در شهر هرات افغانستان درگذشت و پيكرش در جوار مرقد امام فخر رازي به خاك سپرده شد.
انتهاي پيام/م

خبر گزاری فارس