شهر بی قهرمان
اگر ميشد كه دردم را برايت گـريه می كردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم
جوانی را وفـــــا را عشق را ديوانگی ها را
بنـــام آرزو در يك لقــايت گــــريه می كردم
اگـــــر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كــردن
دو زانو می نشستم ازجفايت گريه می كردم
لبانت گــــــر به تكليفی ز نـــامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كـردم
اگــــر عيبی ترا نسبت نمی شـــــد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كـردم
زمين و آسمان را پيش پايت گريه می كردم
جوانی را وفـــــا را عشق را ديوانگی ها را
بنـــام آرزو در يك لقــايت گــــريه می كردم
اگـــــر ميشد نماز عشق را پيشت ادا كــردن
دو زانو می نشستم ازجفايت گريه می كردم
لبانت گــــــر به تكليفی ز نـــامم داغ می آمد
گل سرخی به تمهيد صدايت گريه می كـردم
اگــــر عيبی ترا نسبت نمی شـــــد در تقلايم
بد آموزانه بر درب سرايت گريه می كـردم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۱/۰۷ ساعت 17:47 توسط سید شکیب زیرک
|