غارمشهوركوتل غارمرزغوروهرات نزديك رضوان تولك

بنده مولوي عبدالرحمن« محمديِ»مدرس مدرسه دارالقرآن خيرآبادمرغچه عليآءازمضافات اوبه ولايت هرات چنان بحضورشمادوستان سفري خودراباچشم ديدخودازبين غارحكايت ميكنم مايان 4نفرعلماءكرام هركدام بنده .ومولوي عبدالغياث. ومولوي جمعه گل .ومرحوم قاري ملامحمد.وقتكه داخل غارشديم بايك چراغ ركابي وپشته هيزم .وچندچراغ دستي دهن غارجانب شرق كوه غارواقع شده ازدهن غارتقريباً100مترداخل غارشده غارفراخ وسيع بوددودانه شترسنگي بايك شاه وعروس كه بالاي شان سواربوده وسنگ شده يك تختي وسيع ازسنگ بوده غاربدوتقسيم تقسيم شديك غارجانب راست يك غارجانب چپ نمودارشد غارجانب راست راتااندازه تقريباً300مترجلورفتيم چشمه آب وبعضي مجسمه مانندي ازسنگ ها ديديم كه غارآخرشدواپس آمده غارجانب چپ راپيموديم اول غارتااندازه تنگ تاريك بوده بعداًغاركاملاًازسنگ وبسيارفراخ بوده كه بطرف هواي غارياجانبين غاركه سنگ دست پرتاب ميكرديم بازم باآخرنمي رسيد.چندان دوكان نماهاي ديديم كاپيش روي شاه مثل نمك .جوز.قروت.كوت هاي نمايان بوداماازسنگ آب هاي كم كم ازسطح غارجانب پايان روان شده بود كه سنگ شده مثل پاره هاي يخ آويزان بود جالب ترازهمه مثل تنوردريگ گوشه ازغارپديدآمددربين آن رفتم پايان شدم ديدم كه خانه 12متري ازسنگ بسيارشفاف .درخشان.صاف .پرازآب .دربين آب پايان شدم تحت حوض آب بدوقسمت تقسيم شده بود.نيم آن 50سانتي آب داشت ونيم باقي حوض بيش از130سانت آب داشت كه مايان ازآب صاف وذلال .وسرد آن نوشيديم وسيراب شديم ويك پشته هيزم رادربين غارآتش رديم تاغارروشن شد چندان فراخ بودند كه توصيف نميشد تاجائكه مايان رفتيم غارآخرنشد.ورگشتيم دربين رابيك جاي مثل خانه رسيديم كه درسقف آن خفاش زياد چسپيده بود كه حتي جاي ازسقف خالي نبودوسروصداهاي زياد ازايشان شنيده ميشد وزنده بودند كه صداءشان مارادرووحشت انداخت بازم بيرون شديم رفت وآمد مايان 3ساعت شد نوت:درجاي غارموجوداست كه مار زياد داردوتقريباًچندسال قبل يك شخص رانمد پوش نمودندداخل شده خانه داديده كه آثاربسياردران موجودبوده ازان جمله يك شمشيربيرن نمودند فعلاًغاربنزدم مشخص است.                    

.

                                                       عبدالرحمن «محمدي»