شعری از یک دوست

تقدیم به زیرک

این دل غم دیده ام دارد نشان یار من
یار من چون بلبلی دارد هوای جان من
جان من هم از فراق وصل او پران شده
وصل او هم دور میآید به جز افکار من
روز و شب گر ناله آید از ضمیرم باک نیست
لیک نبود جز شرارش بر تن و بر جان من
گر به شوق او به پای و سر روم در کوی دوست
خون دلها،اشکها و ناله ها ،ای وای من
ای خداوند دو عالم جان من را یار باش
وز گزند و نیش عقرب های دوران ، جان من